سفارش تبلیغ
صبا ویژن

یه عالمه سلام!
کلی وقت بود تو اینترنت نیومده بودم..دلم تنگ شده بود خوب!
درسا نمی ذاره!!!(آره!جون خودم!;))...نه!خدائیش کاری به درس نداره..همینجوری کلآ برنامه ام یه جورایی شده...منی که تا 3 هفته پیش هروقت می خواستم می خوابیدم و هر وقت می خواستم بیدار می شدم،حالا این دو هفته خیلی بهم زور گفت!...مخصوصآ که اندک سرماخوردگی هم مزید بر علت شده بود!
جالبه که به هرکی که می رسی میگه دانشگاه اونی نیست که فکر می کرده و بیخود اون همه توی سر و مغزش زده که کنکور قبول شه...نمی دونم!
به نظر من که خوبه!...خیلی خوب نیست اما خوبه!(پیدا کنید پرتقال فروش کوش؟!)

سه شنبه هفته پیش برای نهار دیر رسیدیم و تمام شده بود..منم رفتم دم مسئولش رو دیدم و ازش ته دیگ گرفیم (آی حال داد که نگو!!)...امروز که می خواست نهار بده میگه به تو که فقط ته دیگ بدم دیگه!؟:))

...و اما آنچه گذشت گذشته:

* یکشنبه مامانم نوبت دندونپزشکی داشتن..قرار بود 2تا پایه توی فک کار بذاره (ایمپلنت)...یه کارایی بودااااا..فک رو شکاف بدن و بعدش با یه چیزی مثل مته سوراخ کنن و پایه ها رو پیچ کنه...
می خواستم برم بالا سرشون و ببینم که منشی نذاشت...بعد از یک ساعتی یکی از دکترها اومد بیرون و گفت تموم شد و خیلی خوب بود و از این حرفا...
بعدش من رفتم تو..هنوز بخیه نکرده بود...اولی رو که زد بی حس نبود...منم وایساده بودم نگاه می کردم..یه دفعه احساس کردم حس توی پاهام نیست..چشمام سیاهی می رفت..(آخه خیلی یه جوری بود)داشتم با خودم فکر می کردم که برم بشینم که یه دفعه...تالااااااااااااااااپ پخش زمین شدم!...:ghashعمودی بودم یهو افقی شدم:ghash...مامانم خیلی ترسیدن...هی صداشون کردم و گفتم چیزیم نیست...اونا اومدن و پاهامو بالا گرفتن و از این کارها...منشی میگفت یه لحظه کلآ نبضت رفت!..کی اومده از مامانش پرستاری کنه؟!..کی میخواسته پرستار بشه؟!...و کلی حرف در همین پیرامون!...آخه خوب مامانم بودن خوب!!

* یادتونه پارسال یه پست زدم و در مورد کیش رفتن بابا و پیتزا خوردن خودمون و دزد اومدن تو خونه و اینا گفتم؟
...قرار شد وقتی دوباره رفتن و ما هم رفتیم پیتزا بخوریم به افراد فرصت طلب اعلآم کنم!!!!!!!!...پس بدانید و آگاه باشید که بابا رفتند کــــــــــــــــــیش!..اما ما نرفتیم پیتزا بخوریم! 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
پ.ن1:بالاخره گوشی خریدم..از اظهار نظرتون ممنون...
با دلیل قانع کننده
احسان :))،
و نظر
مجید در این مورد اینکه قطعات متحرکش زیاد نباشه از خرید اون دو مدل منصرف شدم!
پویا هم که چرند میگه  اگه قرار باشه 5تا گوشی می خرم اما مثل مال تو نمی خرم!:loosآخه N70 هم شد گوشی؟!:D
سعید هم که کلآ با سونی اریکسون مخالف بود (مثل من که با نوکیا مخالفم!)
...حالا همه اینا که گفتین درست!
من آخرش سونی اریکسون W700i خریدم...اینقده هم دوستش دارم که نگوووووووووووووو:var..هم 2مگاپیکسله..هم رادیو که می خواستم داره..هم لنز دوربینش در داره..هم خوشگله و هم (قابل توجه پویا پرتو) زنونه است! 

                                     

 

پ.ن3:...آقای روح الله خان (تا.....شقایق) تشریف بردن مآموریت..روز 8 اسفند هم تولدشه...من پیشی پیشی (مصدر جدیدی از پیشاپیش) تولدشو تبریک می گم و امیدوارم همیشه سلامت و شاد و موفق باشه و به آرزوهاش برسه...و هرچه زودتر...(من ایناشو نمی دونم!)من شیرینی می خوام!

پ.ن2: این پست به دل خودم نچسبید آخه خیلی خوابم میاد...به شما ها رو نمی دونم...

خوشتون باشه...
تا بعد:babay

 


 


نوشته شده در جمعه 85/12/4ساعت 2:37 صبح توسط زهره نظرات ( ) |


Design By : Pichak