سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
وقتی او می گرید! - گل سرخ

تورو از خاطرم برده تب تلخ فراموشی* دارم خو می کنم با این فراموشی و خاموشی* چرا چشم دلم کوره عصای رفتنم سسته* کدوم موج پریشونی تو رو از ذهن من شسته* خدایا فاصله ات تا من خودت گفتی که کوتاهه* از اینجا که من ایستادم چه قد تا آسمون راهه* من از تکرار بیزارم از این لبخند پژمرده* از این احساس یاسی که تو رو از خاطرم برده* به تاریکی گرفتارم شبم گم کرده مهتابُ* بگیر از چشمای کورم عذاب کهنه ی خوابُ* چرا گریه ام نمی گیره مگه قلب من از سنگه* خدایا من کجا میرم کجای جاده دلتنگه* میخام عاشق بشم اما تب دنیا نمی زاره* سر راه بهشت من درخت سیب می کاره*








نویسنده : زهره

 


الهی فدات شم خاله ای.... 


...وقتی مهدی همه ی دستمالهای یک جعبه را بیرون می کشد...:akhey
...وقتی مامانش پیرامون همین موضوع او را دعوا می کند....:no
...و آنهنگام که مهدی بغض می کند!
...وقتی خاله زهره از فرصت (سوء) استفاده می کند...
...و مراحل گریه ی جیگر خاله به ترتیبی که می بینید ثبت شد...:sho
گردش در جهت عقربه های ساعت (اگه وسطی 12 باشه!)


پ.ن:عکس العمل خودش نسبت به عکس فوق العاده جالب بود..می گفت:
مامان من ده!
(به فتح د)



*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

صحبتهایی بود پیرامون
این یاداشت پشت صحنه ، که البته اینبار پشت صحنه خود رضا بود تا من!..اما فعلآ باشه واسه بعد...


پس
لحظاتتون بهترین...


تا بعد...
:babay


 بعد نوشت:


امسال هم احسان ، آیینه شکسته قبل و مستانه ی حال ، واسه تولدش یاور ناپلئونی رو استاد کرد(...این اصطلاح توی کدوم سربال بود؟ )...ممنون و نوش جان اونایی که خوردن


  


 


چهارشنبه 31 مرداد 86 ساعت 9:0 صبح

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
مشهد...
فقط برای خودم...
ما ونمایشگاه کتاب!!
نمایشگاه!
14اردیبهشت...
[عناوین آرشیوشده]

فهرست
خانه وبلاگ

شناسنامه

پست الکترونیک

ورود به بخش مدیریت

135048:کل بازدیدها

128 :بازدید امروز

90 :بازدید دیروز

پیوندهای روزانه
درباره خودم
گل سرخ

زهره[264]
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ... کار ما شاید اینست که در افسون گل سرخ شناور باشیم...

موضوعات وبلاگ

لوگوی خودم
گل سرخ

allowScriptAccess="always" />