سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
برگشتیم! - گل سرخ

تورو از خاطرم برده تب تلخ فراموشی* دارم خو می کنم با این فراموشی و خاموشی* چرا چشم دلم کوره عصای رفتنم سسته* کدوم موج پریشونی تو رو از ذهن من شسته* خدایا فاصله ات تا من خودت گفتی که کوتاهه* از اینجا که من ایستادم چه قد تا آسمون راهه* من از تکرار بیزارم از این لبخند پژمرده* از این احساس یاسی که تو رو از خاطرم برده* به تاریکی گرفتارم شبم گم کرده مهتابُ* بگیر از چشمای کورم عذاب کهنه ی خوابُ* چرا گریه ام نمی گیره مگه قلب من از سنگه* خدایا من کجا میرم کجای جاده دلتنگه* میخام عاشق بشم اما تب دنیا نمی زاره* سر راه بهشت من درخت سیب می کاره*








نویسنده : زهره

سلام و اینا!
ما خیلی وقته برگشتیمااااااااااااا
منتها از فردای روزی که اومدیم ، احضار شدم برای ادامه ی کاری که چندوقت بود مشغولش بودم و دیگه فرصتی پیش نیومد که بیام بگم زیارتمون قبول!



خداروشکر سفر خوبی بود...یه کم واسه مامان هول داشتم و دلواپس بودم اما خب همه چی خوب بود.
هتل یه کم فاصله ش زیاد بود واسه پیاده رفتن (خیابان خسروی) اما از اونجایی که من از سمت فلکه آب و خیابون امام رضا خیلی خاطره دارم ، همون شب اول رفتم و یاد خاطرات کردم...مخصوصآ با دیدن هتل اترک...


در حالیکه دعای دونفر از اونایی که بهم گفته بودن التماس دعا ، غیر مستقیم به من هم مربوط می شد اما من برای خود ِ خودم چیزی نمی خواستم...منظورم مسائل دنیوی بودا!

دیگه خیلی ازش گذشته و حسش نیست که مفصلآ تعریف کنم چیا گذشت...خلاصه ش اینکه:

* منظره قشنگی بود اونوقتی که بالاتر از ابرا بودیم...


تورو می دیدم از اونور ابرا....



* خیلی کیف داشت اون شبی که ساعت 12 زدم بیرون و رفتم حرم تا نزدیک 2...صحن آزادی و کنار حوض و روبروی حرم...


حوض صحن آزادی...



* خیلی خندیدیم اون شب که مسئول رستوران به بابا گفت اگه فردا شب پیتزا تموم شه من باید خودمو پیتزا کنم واسه دخترتون...


رستوران هتل



* خیلی غبطه خوردم به اون زن و شوهر جوونی که همسن و سال من بودن و دختره رماتیسم داشت و نمی تونست درست راه بره ، وقتی که می دیدم پسره با چه عشق و علاقه ای مواظب دختره ست...چقدر ناز بودن این دوتا...کاش دختره زودی بهتر شه...


* خیلی خوش گذشت اون چندساعتی که با پریسای عزیز (باران و باد) بودیم و از هر دری گفتیم و شنیدیم...

درمجموع سفر خوبی بود و خوشحالم که مشکلی پیش نیومد...


*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*


پ.ن 1 : ............
پ.ن 2 : .......................... هیچی!



خوشتون باشه
تا بعد...




شنبه 31 اردیبهشت 90 ساعت 2:0 صبح

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
مشهد...
فقط برای خودم...
ما ونمایشگاه کتاب!!
نمایشگاه!
14اردیبهشت...
[عناوین آرشیوشده]

فهرست
خانه وبلاگ

شناسنامه

پست الکترونیک

ورود به بخش مدیریت

135015:کل بازدیدها

95 :بازدید امروز

90 :بازدید دیروز

پیوندهای روزانه
درباره خودم
گل سرخ

زهره[264]
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ... کار ما شاید اینست که در افسون گل سرخ شناور باشیم...

موضوعات وبلاگ

لوگوی خودم
گل سرخ

allowScriptAccess="always" />