سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
... - گل سرخ

تورو از خاطرم برده تب تلخ فراموشی* دارم خو می کنم با این فراموشی و خاموشی* چرا چشم دلم کوره عصای رفتنم سسته* کدوم موج پریشونی تو رو از ذهن من شسته* خدایا فاصله ات تا من خودت گفتی که کوتاهه* از اینجا که من ایستادم چه قد تا آسمون راهه* من از تکرار بیزارم از این لبخند پژمرده* از این احساس یاسی که تو رو از خاطرم برده* به تاریکی گرفتارم شبم گم کرده مهتابُ* بگیر از چشمای کورم عذاب کهنه ی خوابُ* چرا گریه ام نمی گیره مگه قلب من از سنگه* خدایا من کجا میرم کجای جاده دلتنگه* میخام عاشق بشم اما تب دنیا نمی زاره* سر راه بهشت من درخت سیب می کاره*








نویسنده : زهره

من معذرت می خوام!


ببخش...
یادم رفته بود که بهت قول داده بودم بی تاب نباشم...
یادم رفته بود که قسمم دادی ناراحت نباشم...
یادم رفته بود که نباید کم بیارم...

البته ابن ها نه به این مفهوم که بی تاب نیستم ، که ناراحت نیستم ، که کم نیاوردم اما...


همه نگرانم هستن ، وقتی می گم همه یعنی همه اونایی که به نحوی باهام در ارتباطن.
از همه معذرت می خوام و بیشتر و بیشتر و بیشتر از همه ، از تو...
ببخش که من اضافه شدم به همه گرفتاریهات و مشکلات کار ، مطمئن باش برای همه حرفات که می دونم از سر ِ نگرانی هست و محبت ارزش قائلم. خیلی بیشتر از اونقدری که فکرشو میکنی. خودتم می گی سخته پس بدون اگر چیزی می گم و یا یه موقع هایی روی حرفت "نه" میارم ، دلیلش یکدندگی نیست...و اینو خودتم می دونی.
نمی دونم چرا دلم خواست بنویسم؟!
شما بذار به حساب همون فکرایی که از عصر تا الآن به بن بست خورد البته منظورم این نیست که دیگه نمی خوام راجع بهش حرف بزنم.


بگذریم...
همه ش به این فکر میکنم که اگه توی این شبایی که می گن در آسمون بازه ، که خدا بی حساب می بخشه ، که میگن هرکی هرچی می خواد توی این شبا بخواد و.....بخوایم و بگیم و نشه ، دیگه باید چیکار کرد؟!
جر اینکه به این برسیم که حتمآ اونقدر گناهکار بودیم و اینقدر بد که حتی حرفمون ارزش پیش خدا رسیدن هم نداشت ، چه برسه به اجابت!؟!!
نمی دونم...
ن م ی د و ن م  م م م م م م م م (این یعنی خیلی نمی دونم!!)


سعی می کنم باشم...فقط به شرطی که بعدآ کسی نگه همه حرفاتو می شنیدم ، شرایط جوری شد که نتونستم چیزی بگم!

همین!
خوشتون باشه
فکر کنم دعاهای این شبها تیر خلاصی ست به آنچه که خواهد شد!
پس به شزط اینکه بعضیآ نگن خودت برو کتاب دعا بخر که هی نگی التماس دعا ،
التماس دعا !



سه شنبه 9 شهریور 89 ساعت 2:35 صبح

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
مشهد...
فقط برای خودم...
ما ونمایشگاه کتاب!!
نمایشگاه!
14اردیبهشت...
[عناوین آرشیوشده]

فهرست
خانه وبلاگ

شناسنامه

پست الکترونیک

ورود به بخش مدیریت

135001:کل بازدیدها

81 :بازدید امروز

90 :بازدید دیروز

پیوندهای روزانه
درباره خودم
گل سرخ

زهره[264]
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ... کار ما شاید اینست که در افسون گل سرخ شناور باشیم...

موضوعات وبلاگ

لوگوی خودم
گل سرخ

allowScriptAccess="always" />