سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
گردو...!! - گل سرخ

تورو از خاطرم برده تب تلخ فراموشی* دارم خو می کنم با این فراموشی و خاموشی* چرا چشم دلم کوره عصای رفتنم سسته* کدوم موج پریشونی تو رو از ذهن من شسته* خدایا فاصله ات تا من خودت گفتی که کوتاهه* از اینجا که من ایستادم چه قد تا آسمون راهه* من از تکرار بیزارم از این لبخند پژمرده* از این احساس یاسی که تو رو از خاطرم برده* به تاریکی گرفتارم شبم گم کرده مهتابُ* بگیر از چشمای کورم عذاب کهنه ی خوابُ* چرا گریه ام نمی گیره مگه قلب من از سنگه* خدایا من کجا میرم کجای جاده دلتنگه* میخام عاشق بشم اما تب دنیا نمی زاره* سر راه بهشت من درخت سیب می کاره*








نویسنده : زهره

شنبه حدود ساعت 7 می رفتم برای کلاس زبان...همین جوری که داشتم می رفتم  یه دفعه دیدم یه 141 نقره ای داره میاد منم گفتم داداشمه و براش دست تکون دادم ولی وقتی رفت دیدم خوب اینکه دادشم نبود!!..یه آقاهه ای بود!...به این ترتیب حسابی احساس ضایعیت بهم دست داد...دلمم به حال اون آقاهه سوخت..حسابی خوشش شده بود که یه دختر باکلاس‌ براش دست تکون داده بود!!...هیچی شنبه تو کلاس امتحان میان ترم داشتیم و من و دوتا از دوستام به صورت کاملآ شجاعانه داوطلب شدیم!..گذشت...


دوشنبه که باز در همون حدود ساعت داشتم می رفتم وسطای کوچه باز یه 141نقره ای مشاهده شد منم که از اون بار چشم ترس شده بودم سرمو انداختم پایین و رفتم..یه دفعه یه من که رسید چراغ های احتیاطشو زد و منم این بار مطمئن شدم که خودشه و با سر جوابشو دادم...


شب..تو خونه...


من:...راستی می خواستم بهت بگم وایسی منوبرسونیم آخه دیرم شده بود...


داداشم: مگه منو دیدی؟...


من: خوب آره دیگه..وسطای کوچه...


داداشم: ولی من که امشب از اون یه کوچه اومدم!!!


من: مگه تو نبودی که برام احتیاطای ماشینو زدی؟؟؟


...: نه والا!!


هیچی دیگه!!...نتیجه اخلاقی اینکه هر گردی گردو نیست و هر 141نقره ای هم داداش نیست!!!حالا خدائی بود جلوشو نگرفتم!...اصلآ شایدم اتفاقی اون موقع راهنماهاش روشن شده و کاری به من نداشته!..چه عرض کنم؟!...بد دوره زمونه ای شده!!!


 


پ.ن1:پارسال همچین شبی اینجا کنسرت داشتی..شب خوبی بود...بهترین شب در سال 84...کاش امسال هم میومدی...


پ.ن2:جناب سعیدخان فرمودن سایز فونت رو بزرگتر کنم(البته با یه نوشابه اضافه!!)...منم که حرف گوش کن!!...حالا اینقدر بسه؟...خوبه؟!


 


تا بعد


 


 


چهارشنبه 8 شهریور 85 ساعت 2:23 صبح

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
مشهد...
فقط برای خودم...
ما ونمایشگاه کتاب!!
نمایشگاه!
14اردیبهشت...
[عناوین آرشیوشده]

فهرست
خانه وبلاگ

شناسنامه

پست الکترونیک

ورود به بخش مدیریت

134984:کل بازدیدها

64 :بازدید امروز

90 :بازدید دیروز

پیوندهای روزانه
درباره خودم
گل سرخ

زهره[264]
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ... کار ما شاید اینست که در افسون گل سرخ شناور باشیم...

موضوعات وبلاگ

لوگوی خودم
گل سرخ

allowScriptAccess="always" />