نظق پیش از دستور: ...حلول ماه رمضان مبارک..و خیلی خیلی التماس دعا...

امروز (14 شهریور) تولد2سالگی مهدی عمه بود..آره دیگه!..این مهدی عمه..یا به عبارتی فسقلی عمه ست و جغله ، مهدی خاله!
هر دوشون مهدی هستن و جغله خاله 2ماه و یه ذره (!!) از فسقلی عمه بزرگتر!
خواهرم اینا چون اسم مهدی رو دوست داشتن اسم مهدی ، مهدی شد و داداشم اینا هم باز به همان دلیل اسم مهدی رو گذاشتن مهدی!
و اینجوری شد که هردوشون شدن مهدی!
این عکسی که می بینین ازش گذاشتم با یک مکافاتی گرفته شده!..چون نگه داشتنش برای 3ثانیه در یک نقطه کمی تا قسمتی غیرممکن می باشد.
امشب هم به همین مناسبت، افطار خونه داداش جان اینا بودیم...و البته جای خان داداش اینا هم بسیار خالی بود.
سر سفره اولش خواهرم پهلوی مامانم نشسته بود..بعدش که باباجان اومدن به خواهرم گفتن:..اینجا جای منه..پاشو برو سرجات
( پهلوی شوهرخواهر جان یعنی!)...منم از اونجایی که دیدم جام پهلوی کسی (!!) نیست ، قرار شد برم روی پشت بوم بشینم 
...زن داداش جان هم گفت ایشالله سال دیگه تو هم...
منم گفتم تصحیح بفرمائید: ایشالله 120 سال دیگه منم...
خلاصه تا اندک زمانی پیش هنوز تولد بودیم و الآن برگشتیم...
مهدی عمه تولدت مباررررک
پ.ن 1: بی سرانگشت من..گِـــل بی حالتی*رازی از من نپرس تو که بی طاقتی...(تیتراژ ماه محبوب با صدای مجید اخشابی)
باشه..باشه خداجون..نمی پرسم!..ولی طاقتم هم حدی داره ها!!!پ.ن2: جالب بود که موقع پخش این برنامه ، چندین نفر از اقوام اس ام اس دادن که "زهرههه شبکه ســـــــــه" !!
پ.ن 5: نمی دونم دیگه چی می خواستم بگم..فعلآ خوابم میاد!
پس تا بعد...
خوشتون باشه
و التماس دعا.