سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
22خرداد... - گل سرخ

تورو از خاطرم برده تب تلخ فراموشی* دارم خو می کنم با این فراموشی و خاموشی* چرا چشم دلم کوره عصای رفتنم سسته* کدوم موج پریشونی تو رو از ذهن من شسته* خدایا فاصله ات تا من خودت گفتی که کوتاهه* از اینجا که من ایستادم چه قد تا آسمون راهه* من از تکرار بیزارم از این لبخند پژمرده* از این احساس یاسی که تو رو از خاطرم برده* به تاریکی گرفتارم شبم گم کرده مهتابُ* بگیر از چشمای کورم عذاب کهنه ی خوابُ* چرا گریه ام نمی گیره مگه قلب من از سنگه* خدایا من کجا میرم کجای جاده دلتنگه* میخام عاشق بشم اما تب دنیا نمی زاره* سر راه بهشت من درخت سیب می کاره*








نویسنده : زهره
دو سال پیش...
حدود ساعت 4 بود..داشتم واسه کنکور می خوندم..تازه می خواستم بخوابم که تلفن زنگ زد...شوهر خواهرم بود و گفت مثل اینکه وقتشه!با مامان رفتیم بیمارستان و اونها هم اومدن..و حدود ساعت 7صبح جغله خاله به دنیا اومد

...و من تا ساعت 4 شب بعدش هنوز نخوابیده بودم!...اون 24 ساعت بیداریُ هیچ وقت یادم نمیره...مهدی با اومدنش ،دنیای منُ عوض کرد.

مهدی جان توادت مبارک....


پ.ن : به خاطر تآلمات روحی من به واسطه داشتن امتحان روز پنجشنبه(!!) ، جشن تولد به شب جمعه موکول شد...گزارشات تولدی که چی شد واینا و من چی گرفتم و اینا و اونا باشه واسه شب جمعه...


از همتون ممنونم..ممنونم به خاطر اینکه هستین.

پس فعلآ..خوشتون باشه
تا بعد...


نظرات شما ()
چهارشنبه 22 خرداد 87 ساعت 3:19 صبح

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
مشهد...
فقط برای خودم...
ما ونمایشگاه کتاب!!
نمایشگاه!
14اردیبهشت...
[عناوین آرشیوشده]

فهرست
خانه وبلاگ

شناسنامه

پست الکترونیک

ورود به بخش مدیریت

134951:کل بازدیدها

31 :بازدید امروز

90 :بازدید دیروز

پیوندهای روزانه
درباره خودم
گل سرخ

زهره[264]
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ... کار ما شاید اینست که در افسون گل سرخ شناور باشیم...

موضوعات وبلاگ

لوگوی خودم
گل سرخ

allowScriptAccess="always" />