سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
تسلیت... - گل سرخ

تورو از خاطرم برده تب تلخ فراموشی* دارم خو می کنم با این فراموشی و خاموشی* چرا چشم دلم کوره عصای رفتنم سسته* کدوم موج پریشونی تو رو از ذهن من شسته* خدایا فاصله ات تا من خودت گفتی که کوتاهه* از اینجا که من ایستادم چه قد تا آسمون راهه* من از تکرار بیزارم از این لبخند پژمرده* از این احساس یاسی که تو رو از خاطرم برده* به تاریکی گرفتارم شبم گم کرده مهتابُ* بگیر از چشمای کورم عذاب کهنه ی خوابُ* چرا گریه ام نمی گیره مگه قلب من از سنگه* خدایا من کجا میرم کجای جاده دلتنگه* میخام عاشق بشم اما تب دنیا نمی زاره* سر راه بهشت من درخت سیب می کاره*








نویسنده : زهره

علی آن شب ز داغ سینه لبریز

تن خورشید را یارب کجا برد؟
به دوش خسته اش یک کهکشان نور
جدا زین خاکدان، تا ناکجا برد...
غم زهرا و درد بی کسی را
شب آن شب تا حریم کبریا برد
نمی گنجید در خاک ، آن تن پاک
علی جان جهان را تا خدا برد...
گلی پرپر به دست باغبان، آه
نسیم از بوستان مصطفی برد
حدیث ماتمش را پیک افسوس
ز یثرب تا شبستان حرا برد
خدایا پرده از این راز بردار
که مه را آسمان، آن شب کجا برد؟
خدایا...خدایا...پرده از این راز بردار
که مه را آسمان آن شب کجا برد...



دوشنبه 30 اردیبهشت 87 ساعت 3:42 صبح

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
مشهد...
فقط برای خودم...
ما ونمایشگاه کتاب!!
نمایشگاه!
14اردیبهشت...
[عناوین آرشیوشده]

فهرست
خانه وبلاگ

شناسنامه

پست الکترونیک

ورود به بخش مدیریت

134949:کل بازدیدها

29 :بازدید امروز

90 :بازدید دیروز

پیوندهای روزانه
درباره خودم
گل سرخ

زهره[264]
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ... کار ما شاید اینست که در افسون گل سرخ شناور باشیم...

موضوعات وبلاگ

لوگوی خودم
گل سرخ

allowScriptAccess="always" />