گل آفتابگردون گل آفتابگردون، هر روز به انتظار ديدن ياره اما خورشيد رو پوشونده، ابري که تاريکه و تاره چشماي آفتابگردون، باز نگران از ابرا داد مي زنن اين تنها، طاقت دوري نداره تا بشه وقتي خورشيد، از دل ابرا پيدا باز کار آفتابگردون، انتظاره انتظاره آخرش ابرا رو از رو رخ خورشيد بر مي دارم توي آغوش نفس هام عطر لبخند رو مي يارم واسه ديدارت هميشه مي زنم تا آسمون پل بمون هميشه کنارم تويي خورشيد، منم اون گل مي خوام اون ابراي تيره که گرفتن رخ خورشيد همه بارون بشن اما ببارن رو گل امّيد که چشمونم هميشه باشه به آسمون تو تا بمونم من هميشه گل آفتابگردون تو
يه جا اين شعرو ديدم ياد تو افتادم. باورت ميشه هنوز خودم نخوندمش. چون تو سايت دانشگاهم و لحظات اينترنتي گرانبها !!!! بعدا مي خونمش .
باور نمي كني؟ نكن!