سلام ...
ممنون جيگر! ديشب که برا آخرين بار ميشد ديدشون من و بابا آخرين کساني بوديم که رفتيم و بغلمون کردن!! حيف بودن واقعا! براي ما حيف بود از دستشون بديم! از بس اين مرد پرانرژي و مهربون بود!
به معناي واقعي کلمه عاشقشون بودم!
دنياس ديگه! به قول آقاي بهرامي وقتي بدونيم حتي اگه دويست سال ديگه هم باشه يه روزي ما ميريم پيششون و مي بينيمشون آروم ميشيم!
بسي بسيار دوستتان ميداريييييييم
بوووووس