ميگما خداييش تابلوئه خب ... چقدرم سوتي در کرديم از خودمون:دي
رفتم اراک برگشتم من که حرف ميزنم انگار عاطفه حرف ميزنه ... مامان انقدر بهم خنديدن
تازه شم سلام ...