سلام زهره
چي ميگي تو من برم كرج؟ كارم اينجاست. خونه ام اينجاست. عمر اينجا زندگي كردم. نميشه انتقالي گرفت اونم به شهر بزرگي مثل كرج. اگه هم ميشد مردم نميگن طرف به خاطر يك دختر همه چي را فدا كرد؟ بازم سميرا اگه بياد قم ميشه. تا چهارسال پيش قم بوده. من كه اصلا كرج نبودم چي جور برم؟
اتفاقا از جلوي خونه باغمون يك آب قنات رد ميشه كلي باصفاست.
قرار نيست من هر دختري را مي بينم تو وبلاگم بگم. بايد احساس كنم يك جورايي روابطمون جدي ميشه بعد ميگم.
من يادم نمياد اون دو خطي كه گفتي ممكنه كسي ببينه چيه. بارم بذار ببينم چي گفتم.
چند تا از بچه ها هم با تو همنظر بودند در باره شباهت من با اون بازيگره.. وللله من شباهتي نمي بينم بين خودم و عبدالرضا اكبري. شايد از چشام گفتي. من وقتي مي خندم چشمام گم ميشه. واسه همين كوچيك شده تو اين عكس.