بالاخره بعد مدتها قسمت شد تو وبلاگت مطلب بنويسم.
حالا اگه شناختي
بابا همه چي اينجا آدم رو متحير مي كنه سيستمت توپه
امتحان دارم بايد برم
خوش به حالت تصميمات يهويي جور مي شه ما كه هنوز قسمتمون نشده همشهريمو ببينيم!
شاد باشي خدا نگه دار(عكسه هم عاليه
)
سلام
من كه نيم دونيم بنزين هاي گرامي را داديد يا نه اما
به جاي تشكر از بابام بايد از كوروز تشكر مي كرديد
كه اين قدر باش بازي كرده بوديد رفتم سابقتونو ديدم
اي كاش خان داداش گرامي تون برا ما هم جوري مي رفت
كه متوسط سرعتمون مي شد 129(خدا شانس بده)
...
آرررررررررره! عمرا نميذارم غريب بموني(چشمك)
بستني كه هيچي ... تو بيا همه تنقلات محترم اون كافي شاپ مال تو!
بهله! پستتو برا مامان خوندم شاكي شده! ميگه اين كي هي خورد! آجيلش كه موند ... شكلاتشو كه داد اميري!... ميوه ش كه موند! شيريني هم نخورد ... نكنه شربته زيادي خودي نشون داده؟:دي
تازه شم نهارتم كه نصفه خوردي!
آره ديگه .... ميخواست اينطوري نشه كه من و تو همو ببينيم ... حالا كه شده تو همه ش بايد بياي بموني ... واجبم شد بري منم ميام( چسب بينمون رازيه!! ميدوني كه؟)
تازه شم يه چي ديگه هم هست! بهدا ميگم! دانشگاه داشته بيدم خير سرم!
اين هفته تموم شه من راحت شم! امتحانشم از نوع سركاري بود!
ممنون از لطف شما
مطلبتون هم جالب بود مسافرتي كه در دقيقه 90 جوربشه و اقعا لذت داره
موفق باشيد
فهلا سلام ...
دارم از بي خوابي ميميرم ... فهلا همين تا برگردم!!
چقدر جاي پيرمرده خاليه!
راجع به ... هم توقع ديگه اي داشتي جانم؟ ما خودمون هنوز ميبينيم از جمعيتشون تعجب ميكنيم:دي
تازه شم قول نده! تو از اصفهان به سمت هرجايي كه از قم رد ميشه ديگه جرات نداري بري!! بقيه ميرن تو ميموني! اوكي شدي؟ حالا شايد يه بار خودم بردمت اونورا رو هم ببيني:دي
ميگما زهره ميدوني چي فك ميكردم؟ هي ميگم برات خواهر!
بوووووس
خيلي ناز بود. حيف بود اگه دوباره نمي نوشتيش.
آخرين باري كه من رفتم قم خييييييييييييلي به ياد موندني بود. طوري كه مطمئنم هيچ وقت ديگه تكرار نمي شه
واسه ما هم دعا مي كردي. زيارت قبول
زهره جونم سلام
اول زيارت قبول انگار حسابي حال و هوايت عوض شده. خوشششحالم
دوم اينكه دو تا كامنت برات گذاشتم البته توي پست قبلي چون اول صفحه نظرات اون پستو باز كردم بعد گفتم شايد آپ كرده باشي خود وبلاگتو .
باي باي تا بعد...